چندروز پیش داشتمداستان کوتاه واگن سیاه غلامحسین ساعدی رو می خوندم.
داستان درباره ی مردی به نام موسیو بوغوس است که مامورپلیسی ماموریت پیدامی کند تااورا تعقیب کند.همه بوغوس را دیوانه می پندارند.اودرطول روز باکتاب هایش درشهر پرسه می زند و شب به خانه اش
واگن سیاهی درقطاری متروکه در حاشیه ی شهر بازمی گردد.مامور پلیس چند باراورا تعقیب می کند وحتی
از او بازجویی می کنند اما نتیجه ای حاصل نمی شود تااینکه پس از یک سال یکی از زندانیان اورا و دوستانش
را لو می دهد.هنگام دستگیری رفتار بوغوس کاملا تغییر پیدا می کند و مانند آدمی عادی رفتار می کند.
همچمین در نزدیکی واگن سیاه انبار مهماتی پیدامی کنند کخه متع
برچسب: توضیح,درباره,واگن,سیاه,غلامحسین,ساعدی,
نویسنده: اشکان اکبری
تاريخ: جمعه
27 مرداد
1396 ساعت: 6:38